السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
82
تفسير الميزان ( فارسي )
مؤلف : معناى اين روايت با آن بيانى كه ما قبلا از آيه شريفه استفاده كرديم قريب الانطباق است . و نيز در الدر المنثور است كه ابن جرير از مغيرة بن شعبه روايت كرده كه گفت : اين آيه در باره قتل عثمان نازل شده « 1 » . مؤلف : سياق آيه شريفه به هيچ وجه قابل انطباق با اين روايت نيست . و در مجمع البيان از امام باقر و امام صادق ( ع ) و همچنين از كلبى و زهرى روايت كرده كه گفتهاند : آيه شريفه در باره ابى لبابة بن عبد المنذر انصارى نازل شده ، و داستانش اين بوده كه : رسول خدا ( ص ) يهود بنى قريظه را بيست و يك شب محاصره كرد ، آنان از آن حضرت درخواست صلح كردند به همان قرارى كه با برادران يهوديشان در بنى النضير صلح كرده بود ، و آن اين بود كه اجازه دهد از سرزمين خود كوچ كرده و به برادران خود در اذرعات و اريحات كه در سرزمين شام قرار دارد ملحق شوند ، رسول خدا ( ص ) اين پيشنهاد را نپذيرفت ، و جز اين رضايت نداد كه به حكم سعد بن معاذ گردن نهند ، ايشان براى حكميت ، ابو لبابه را كه دوست و خيرخواه بنى قريظه بود انتخاب نموده و پيشنهاد دادند ، و خيرخواهى ابو لبابه براى اين بود كه زن و فرزند و اموالش در ميان آن قبيله بودند ، رسول خدا ( ص ) ابو لبابه را نزد ايشان فرستاد ، ابو لبابه وقتى به ميان آن قبيله رفت از او پرسيدند رأى تو چيست ؟ آيا صلاح مىدانى كه ما به حكم سعد بن معاذ گردن نهيم ؟ ابو لبابه با دست خود اشاره به گردنش كرد ، و فهمانيد كه سعد جز به كشتن شما حكم نمىكند ، زنهار كه زير بار نرويد ، جبرئيل نازل شد ، و داستان ابو لبابه را به رسول خدا ( ص ) گزارش داد . ابو لبابه مىگويد : به خدا قسم هنوز قدم از قدم برنداشته بودم كه منتقل شدم به اينكه خدا و رسول خدا ( ص ) را خيانت كردهام ، و همين طور هم شد ، يعنى چيزى نگذشت كه آيه مورد بحث نازل شد ، ابو لبابه خود را با طناب به يكى از ستونهاى مسجد بست ، و گفت به خدا قسم آب و غذا نمىخورم تا اينكه يا بميرم و يا خداوند از تقصيرم در گذرد ، هفت روز در اعتصاب غذا بود تا اينكه به حالت بيهوشى افتاد ، و خداوند از گناهش در گذشت . به او گفتند : اى ابا لبابه ! خدا توبه ات را پذيرفت . گفت : نه به خدا سوگند خود را از اين ستون باز نمىكنم تا رسول خدا ( ص ) خودش مرا باز كند . لذا رسول خدا ( ص ) تشريف آورد و
--> ( 1 ) الدر المنثور ج 3 ص 178